محمد مهريار
460
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
دربارهء تاريخ ساختمان مسجد و مناره سال 550 تا 688 به ميان آوردهاند و در آخر 688 را ترجيح دادهاند . « 1 » گفتوگوى بيشتر دربارهء زيار هرچند دلكش هم باشد از موضوع بحث ما خارج است و اينك توجه خود را به واژهشناسى آن معطوف مىداريم . واژهشناسى : كلمهء زيار از دو جزء تركيب يافته است « ز + يار » ، جزء اول همان « زه » به معنى آب است و توجه مىدهيم كه « زه » به معناى آب را فرهنگنويسان به فتح اول خواندهاند . « 2 » به شرط اينكه از زمين تراويده باشد . زهآب - زهاب ، آبى است « كه » با مجارى مخصوص از زمين خارج مىكنند . اين واژه گاه باشد كه به صورت « كه » استعمال مىشود مثل كهريز به معناى قنات و كهاب كه معرّب آن قهاب است و نام بلوكى است در شمال شرقى اصفهان و كهنو معادل « قهنو » و قهنويه كه ديه بزرگى است در جنوب غربى اصفهان . در تداول عامهء اصفهان اين واژه « كى » تلفظ مىشود . در برخى از نواحى به صورت امالهء با « ها » ديده مىشود مثلا صورت « كهنو » و « كىنو » شنيده مىشود . بههرحال زه - كه - كى است . اما حرف « ها » در وسط اكثر در تداول عامه حذف مىشود . مثلا زوردگان ( و گاهى سهوردگان ) ( ديهى در ناحيت چهارمحال بختيارى ) « زهوردگان » به « زوردگان » به « سهوردگان » تبديل شده است . « 3 » بنابراين زيار معادل است با « زهيار » ولى در صورت تداول و كثرت تلفظ عامه حرف « ه » حذف شده و « زهيار » ، زيار تلفظ شده است و اين روش رايج و معمول است ؛ اما جزء آخر اين واژه از واژهء « يارستن » و « يارى » است . توضيح آنكه در سابق قبل از رواج چاههاى عميق و نيمهعميق و توسعهء استعمال ماشينهاى بزرگ در كشاورزى تمام منطقهء براآن ، باتلاقى و پرآب زه بود و اكثرا با وسايل آن روز امكان زهكشى اراضى فراهم نمىشد . در بعضى مناطق و ديهها « زهآب » به صورت مساعد و آسان دفع مىشد و امكان اين بهدست مىآمد كه در پاييندست به زراعت برسد بدين علت آن ديه را زهيار يا زيار ناميدهاند كه در اين معنى ظهور دارد .
--> ( 1 ) - آثار ايران ، جلد 4 ، ص 162 . ( 2 ) - برهان قاطع ، ذيل كلمهء زه . ( 3 ) - زوردگان را امروز سوردگان ( به فتح سين اول ) هم مىخوانند .